سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

536

تاريخ ايران ( فارسى )

بپردازد . اين مبلغ از بانك شاهنشاهى ايران به قرض گرفته و ميتوان گفت كه اين اول وام ملى ايران را تشكيل ميدهد . قتل ناصر الدين شاه 1896 م مطابق حساب سال هجرى قمرى تا سال 1896 ناصر الدين شاه مدت پنجاه سال سلطنت كرده بود . براى جشن اين واقعهء فرخنده در آن سال تهيهء كامل ديده شده بود كه ناگهان يكنفر قاتل از اين عادت شاه كه عريضهء صاحبان عرايض را شخصا از روى ملايمت دريافت ميكرد استفاده نموده و به طرف او شليك كرده ويرا بقتل رسانيد . بدينسان ناصر الدين شاه كه در نظر اتباعش تواناترين رجل كشور خود بود از دنيا رفت . وى داراى هيبتى مردانه و قيافه‌اى گيرنده بود و كليهء امور مهمه را خود شخصا اداره ميكرد . در سال 1894 اعليحضرت به من افتخار يك مصاحبه را عطا فرمود و در ضمن مصاحبه تقريبا مدت يك ساعت پشت سر هم از من سئوالاتى راجع به مسافرت اخيرم در بلوچستان مىنمود . حتى من بايشان عرض كردم كه در اين ايالت يك آتش‌فشان نيمه مشتعل وجود دارد . در اول اعليحضرت از صحت اظهار من در شك و ترديد افتاده بود . ولى وقتىكه من ايشان را مطمئن ساختم كه خودم شخصا گوگرد و املاح آمونياك را از دهانهء پردود آن برداشته‌ام از شك بيرون آمد . او بعد فرمود كه « من بايد از شما بخصوص از دادن اين خبر كه دال بر عظمت ايران است تشكر كنم و ديگر اينكه ثابت مىكند كه افسران انگليسى اخبارى را كه به من مىدهند خيلى گرانبهاتر از مأمورين خود من مىباشد » . براى اينكه از طبع شوخ او اطلاع حاصل شود ذكر حكايت زير بىمناسبت نمىباشد . اعليحضرت وقتى بتماشاى طاق كسرى معروف رفت . هنگامىكه در وسط خرابه‌هاى اين قصر ساسانى ايستاده بود از درباريان خود پرسيد كه به نظر آنها او عادل تر است يا نوشيروان . ايرانيان زيرك در اين موقع كاملا خودشان را گم كردند ، زيرا اگر بشاه ميگفتند كه او از نوشيروان كه در تمام دنيا بعدل معروف مىباشد عادل‌تر - است شاه اظهارات آنها را حمل بر تملق و چاپلوسى مينمود و در صورتى كه جواب مخالف مىدادند ممكن بود شاه جواب آنها را ببدى دريافت كند . بالنتيجه آنها با حال فروتنى